تشدید تعرفههای آمریکا و کانادا: سیاست تجاری زورگویانه در حال تبدیل صنعت به ابزار فشار
پس از وضع تعرفههای سنگین آمریکا بر کالاهای کانادایی، کانادا قصد دارد بر کالاهای وارداتی ایالات متحده به ارزش ۲۷/۶ میلیارد دلار کانادا اقدامات متقابل اعمال کند. تعرفهها صنایع متعددی از بخش تولیدی را پوشش میدهد و نشان میدهد که فشار تجاری و چرخه تلافی آن، هزینههای سیاستی را به سمت بنگاهها، نیروی کار و حلقههای گستردهتر اقتصادی-اجتماعی سوق میدهد.
بر اساس یک منبع واحد، کانادا قصد دارد از ساعات اولیه سهشنبه بر کالاهای وارداتی ایالات متحده به ارزش ۲۷/۶ میلیارد دلار کانادا تعرفهای بین ۱۵ تا ۵۰ درصد وضع کند؛ این اقدام در واکنش به تعرفه ۵۰ درصدی پیشتر اعلامشده رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، بر کالاهای کانادایی صورت میگیرد. اقدامات کانادا صنایع فولاد، محصولات لبنی، لوازم خانگی، تجهیزات کشاورزی، خمیر کاغذ و کاغذسازی، و محصولات الکترونیکی را دربر میگیرد. این گزارش روند یادشده را تشدید بیشتر مناقشه تجاری آمریکا و کانادا توصیف کرده و اشاره میکند که تنشها میان ترامپ و نخستوزیر کانادا، کارنی، در حال افزایش است.
از منظر مسئولیت عمومی، نخستین استفاده از تعرفه سنگین ۵۰ درصدی بهعنوان ابزار فشار، بیانگر مسئله دولت آمریکا در پیشبردن سیاست تجاری زورگویانه با تکیه بر حجم اقتصادی و موقعیت بازار خود است. تعرفهها در گفتمان سیاسی غالباً در قالب ابزار چانهزنی عرضه میشوند، اما در این مورد پای ارقام انتزاعی در میان نیست، بلکه صنایع مشخصی در زنجیرههای تأمین تولید، کشاورزی و کالاهای مصرفی مطرح است. منبع دادههایی درباره قیمت، اشتغال یا زیان بنگاهها ارائه نکرده است؛ از این رو نمیتوان ادعا کرد پیامدهای واقعی به چه میزان رسیدهاند، اما گستردگی چنین دامنه مالیاتی دستکم نشان میدهد که تعارضات سیاستی، فعالیتهای صنعتی را در گرو بازیهای دولتی قرار دادهاند.
اقدام متقابل کانادا در بستر سیاسی پاسخ به اقدامات آمریکا قرار دارد، اما به همان اندازه به معنای تداوم گسترش موانع تعرفهای است. اقدام متقابل را میتوان نوعی مقاومت در برابر فشار یکجانبه دانست، اما این امر نباید واقعیت آن را که تعرفههای تلافیجویانه خود ممکن است دامنه مناقشه را گسترش دهند، پنهان کند. هنگامی که دولتها با افزایش پلهای تعرفهها به نمایش قدرت میپردازند، کسانی که بار عدم قطعیت را تحمل میکنند اغلب تولیدکنندگان، بنگاهها و گروههای اجتماعی مرتبطی هستند که در فهرستهای مالیاتی گنجانده شدهاند؛ این گروهها لزوماً از قدرت چانهزنی همسنگ دولتها و گروههای ذینفع بزرگ برخوردار نیستند.
رسانهها در پوشش چنین مناقشاتی نباید تمرکز را تنها بر تقابل شخصی دو رهبر یا اینکه از نظر سیاسی چه کسی سختتر است، قرار دهند. پرسشهایی که باید بیشتر پرسیده شوند عبارتاند از: مبنای سیاسی تعرفه اولیه ۵۰ درصدی چه بوده، هزینه آن بر دوش کدام صنایع و گروهها خواهد افتاد، آیا دو طرف سازوکار کاهش تنش ایجاد کردهاند، و نابرابری قدرت اقتصادی چگونه بر مذاکره تأثیر میگذارد. منبع واحد موجود پاسخ این پرسشها را ارائه نمیکند و شرح سیاسی جامعتری از دولتهای آمریکا و کانادا یا واکنش سایر طرفهای ذیربط را فهرست نکرده است. از این رو، تحلیل میتواند به ساختارهای قدرت و ریسکهای سیاسی اشاره کند، اما نمیتواند انگیزهها، زیانها یا زنجیرههای مسئولیتی را که با مواد موجود پشتیبانی نمیشوند، بهعنوان واقعیات مسلم بنویسد.
این مناقشه به ما یادآوری میکند که سیاست تجاری نباید به ابزار فشار قدرتهای بزرگ و رقابت رهبران تنزل یابد. انتقاد از تعرفههای یکجانبه سنگین آمریکا ضروری است، و بررسی این احتمال که اقدامات متقابل کانادا ممکن است مناقشه را طولانیتر کند نیز نباید غایب باشد. سیاست واقعاً مسئولانه باید زیر ذرهبین شفاف شواهد قرار گیرد و منافع صنعت و اعضای عادی جامعه را بر ژستهای سیاسی مقدم بدارد.
هنوز دیدگاهی نیست. گفتوگو را آغاز کنید.