از مرکز تجارت جهانی تا گوانتانامو: پرسشهای خانوادههای قربانیان استرالیایی ۱۱ سپتامبر پس از ۲۵ سال
به گزارش ABC News، حملات ۱۱ سپتامبر که ۲۵ سال پیش رخ داد، جان ۲۹۷۷ نفر را گرفت که در میان آنها ۱۰ استرالیایی نیز بودند. خانوادههای قربانیان استرالیایی در بیست و پنجمین سالگرد این حادثه، درباره درد از دست دادن عزیزانشان، موضعشان نسبت به جنگهای ضد تروریسم، مضحکه انتظار قریب به بیست ساله برای اجرای عدالت و نقش برخی رسانهها در دامن زدن به تعصب علیه مسلمانان تأمل میکنند. به گفته برآوردها، جنگها و درگیریهای پس از ۱۱ سپتامبر تاکنون جان حدود ۴.۵ تا ۴.۷ میلیون نفر را گرفته است — رقمی که حدود هزار
به گزارش ABC News، در آن شب سرد سپتامبری که ۲۵ سال پیش فرا رسید، پل و یوون گیولاواری (Paul و Yvonne Gyulavary) در حومه ملبورن به تازگی سه فرزند خردسالشان را به خواب برده و آماده استراحت شبانه بودند. هنگامی که یوون برای آوردن هیزم به بیرون رفت، ناگهان هوا «وحشتناک» شد. او به داخل خانه بازگشت و در را قفل کرد — در همان لحظه، برج جنوبی مرکز تجارت جهانی در صفحه تلویزیون شعلهور بود و دود غلیظی از آن به هوا برمیخاست.
او گمان میکرد شوهرش در حال تماشای «یک فیلم آخرالزمانی» است. تا اینکه هواپیمای دوم به برج برخورد کرد.
«هواپیمای اول، فکر میکنی یک تصادف بوده،» او گفت، «هواپیمای دوم نمیتوانست تصادف باشد.»
این حملات جان ۲۹۷۷ نفر را گرفت که در میان آنها ۱۰ استرالیایی نیز بودند. برادر دوقلوی پل، پیتر، یکی از آنها بود. پیتر در اواسط دهه ۱۹۸۰ به نیویورک مهاجرت کرده بود و به مرمت یک خانه ویکتوریایی شیفته شده بود — از کاشیهای سقف تا دیوارها را مطابق صنایع دستی اصلی بازسازی کرده بود، و فقط یک لایه رنگ زرد روشن به عنوان «ادای احترام به زادگاه» بر آن زده بود.
سه هفته پس از حملات، خانواده گیولاواری تأیید کردند که پیتر آن روز در دفترش در برج جنوبی حضور داشته است. ده هفته بعد، در شب قبل از روز شکرگزاری، بقایای جسد او پیدا شد. «هرگز تصور نمیکردم بقایای جسدش پیدا شود،» پل گفت، «فکر میکردم او به خاکستر تبدیل شده و در محل مرکز تجارت جهانی محو شده است. این احساس مثل این بود که او بار دیگر مرده است.»
تقریباً در همان لحظه، اندرو ناکس (Andrew Knox) در طبقه ۱۰۳ برج شمالی به همراه همکارانش به سمت پشتبام هجوم برد. آنها در یک برجستگی باریک جمع شدند و به زودی دود سیاه تند و تیز آنها را فرا گرفت. هشت روز بعد، استوارت ناکس (Stuart Knox)، برادرش که در استرالیا بود، در مقابل گروهی از خبرنگاران ایستاد و ایمیلی را که رئیس نیویورکیاش فرستاده بود قرائت کرد — «ابتدا صدای اندرو را از طریق بلندگوی تلفنش شنیدیم... سپس شنیدیم که فریاد میزند، 'همه ما خواهیم مرد.'»
به گزارش ABC News، آن حضور در رسانهها به پیشنهاد حزب کارگر بود. اما استوارت گفت: «اوضاع مثل گلوله برفی از کنترل خارج شد.»
۲۵ سال بعد، استوارت به صف تظاهراتکنندگان علیه جنگهای ضد تروریسم پیوست. «ما از تاریخ میدانیم که جنگها جان بیگناهان را میگیرند،» او گفت، «برای خانواده ما، آنچه به نام عدالت انجام شد، سختترین بخش برای تحمل بود.»
فاصله میان دو رقم
به گزارش ABC News و به نقل از برآوردها، از ۱۱ سپتامبر تاکنون، حدود ۴.۵ تا ۴.۷ میلیون نفر در جنگها، خشونتها و درگیریهای پس از ۱۱ سپتامبر جان باختهاند — رقمی حدود هزار و پانصد برابر تعداد کشتهشدگان خود حملات.
طراح اصلی حملات، خالد شیخ محمد (Khalid Sheikh Mohammed)، در آمریکا به ۲۹۷۷ فقره قتل عمد متهم شده است. پس از حدود ۲۰ سال بازداشت در بازداشتگاه خلیج گوانتانامو در کوبا، یک قاضی نظامی ماه گذشته تاریخ محاکمه او را پنجم ژوئن ۲۰۲۸ تعیین کرد، که در آن روز او همراه با سه متهم همپرونده محاکمه خواهد شد.
مادر سایمون کندی (Simon Kennedy) مسافر هواپیمای خطوط هوایی آمریکا بود که به پنتاگون برخورد کرد. سالها پیش، او شخصاً به گوانتانامو رفت و روبروی مردی نشست که قتل مادرش را طراحی کرده بود.
«آنچه دیدم فقط یک پوسته غمگین بود که تصمیمات بدی گرفته بود،» او گفت، «آن تصمیمات واقعاً مادرم را از من گرفتند، اما نفرت از آن شخص هم نمیتواند او را بازگرداند.»
پس از کشته شدن اسامه بن لادن توسط نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱، میزان محبوبیت رئیسجمهور وقت اوباما ۱۱ درصد افزایش یافت. کاخ سفید تا صبح جشن گرفت و اوباما اعلام کرد که «عدالت اجرا شده است». اما برای سایمون، آن بیشتر یک نماد سیاسی بود تا یک رهایی شخصی.
«وقتی قواعد عدالت زیر پا گذاشته شده و فردی در جایی نامعلوم در کوبا در زندانی نشسته و همچنان در انتظار محاکمه است، این چه عدالتی است؟» او گفت، «کاملاً مضحک است.»
همدستی رسانهها
به گزارش ABC News، خبرنگار برنده جایزه پولیتزر، اسپنسر اکرمن (Spencer Ackerman)، پوشش خبری پس از ۱۱ سپتامبر را دارای «تعصب دیوانهوار» انتقاد کرد: «[پوشش رسانهای] این احساس را پرورش داد که حملات ۱۱ سپتامبر ممکن است هر لحظه تکرار شوند، توسط مسلمان همسایهات، به دلیل نوعی نارضایتی ایدئولوژیک دیوانهوار که هیچ ارتباطی با هیچ واقعیتی ندارد.»
سایمون کندی در سال ۲۰۱۱ سکوت نزدیک به یک دههاش را شکست و با رسانهها سخن گفت — بخشی از آن به دلیل نگرانی برای مسلمانان استرالیایی بود. «میدانستم آنها از آن روز تاکنون در فضایی زندگی کردهاند که مردم به آنها با دیده شک و تردید نگاه میکنند،» او گفت، «میخواستم فریادی برای کمی خونسردی و کمی احترام بزنم.»
برادر استیون تامپست (Stephen Tompsett)، دانشمند علوم کامپیوتر که جان باخت، جف تامپست (Geoff Tompsett) به یاد میآورد که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۵، یک خبرنگار روزنامههای زرد تلفن کرد و «میخواست نظر منفیام را بیان کنم... فقط برای اینکه برنامههای تلویزیونی بیشرمانهشان یک مقاله پر از نفرت داشته باشند.» او فوراً رد کرد و به آنها تاخت که «در حال تلاش برای ایجاد تفرقه و نفرت علیه جامعه مسلمانان هستند.»
به گزارش ABC News، بسیاری از خانوادههای استرالیایی اشاره کردهاند که پخش مکرر تصاویر برخورد هواپیماها با برجهای مرکز تجارت جهانی از نظر عاطفی آسیبرسان است. روانشناس پاول استیونسون (Paul Stevenson) گفت که پنج دقیقه پوشش خبری در هر ساعت «برای آگاهی عمومی کافی است»، اما پخش زنده مداوم «بهرهکشانه است — مردم بارها و بارها دچار آسیب روانی مجدد میشوند.»
برادر لین وایتساید (Leanne Whiteside)، یکی از قربانیان برج شمالی مرکز تجارت جهانی، به نام دیوید (David) گفت: «آنچه از ابتدا نگرانش بودم تحمل و درک نسبت به دیگران بود، نفرت — و سپس نفرت — فقط نفرت بیشتری به بار میآورد.»
امروز، در خانه پل گیولاواری همچنان آتش اجاق ماه سپتامبر میسوزد. ساعت همچنان روی وقت نیویورک تنظیم است. «من به ۱۱ سپتامبر فکر نمیکنم،» او گفت، «من به بچههای معمولی فکر میکنم که با هم بزرگ شدیم، به مدرسه رفتیم، همسایه بودیم.» و سپس، خندید.
هنوز دیدگاهی نیست. گفتوگو را آغاز کنید.