آیین بازگشت به ریشهها در غنا: ترمیم فرهنگی جایگزین پاسخگویی نهادی نمیشود
به گزارش Africanews، آمریکاییهای آفریقاییتبار و سایر اعضای دیاسپورا در موزه Nkyinkyim در نُهالِینیای غنا آیین سهروزهای برای بزرگداشت نیاکان برگزار کردند و با ریختن شراب، ارائه نذر، نواختن طبل و رقص، نیاکانی را گرامیدند که نامها و داستانهایشان در بردگی و استعمار از میان رفته بود. گزارش این رویداد را در چارچوب تلاش غنا برای پیشبرد عدالت جبرانی قرار میدهد، اما اقدامات مشخص، زمانبندی و ترتیبات مالی سیاستهای مربوط را بیان نمیکند. شرکتکنندگان آموزش کودکان، انتقال سنتها و استقبال از بازگشت
در موزه Nkyinkyim در نُهالِینیا، نزدیک آدا در غنا، آیین سهروزه بزرگداشت نیاکان، تاریخ خانوادههایی را که بردگی و استعمار قطع کرده بود، دوباره به صحنه آورد. به گزارش Africanews، آمریکاییهای آفریقاییتبار و سایر اعضای دیاسپورا در آنجا گرد هم آمدند و مراسم به رهبری بنیانگذار موزه، Kwame Akoto-Bamfo، برگزار شد. شرکتکنندگان با ریختن شراب، ارائه نذر، کوبیدن طبل و رقص، نیاکانی را گرامیدند که زندگانیشان بهشدت تحت تأثیر بردگی و استعمار قرار گرفته بود و نامها و داستانهایشان در نسلها از میان رفته بود.
برای بسیاری از حاضران، رسیدن به غنا پایان یک سفر تفریحی نبود، بلکه ورود دوباره به تاریخی بود که قطع شده بود. Subrina Starke، یکی از بنیانگذاران Diasporan WelHouse، گفت: «برای همین، بسیاری از ما از کودکی احساس میکردیم چیزی کم است، اما نمیدانستیم باید آن را چه بنامیم. وقتی اینجا ایستادهایم، در این سنتها شرکت میکنیم و به ناممان خوشآمد گفته میشود، چیزی را که گمان میکردید از دست دادهاید، به شما بازمیگرداند.» معنای ترمیمی این مراسم نخست از کنش مشترک شرکتکنندگان ناشی میشود، نه از تعلقی که دولت یا نهادی بهصورت یکجانبه اعطا کرده باشد.
Akoto-Bamfo گفت: «این یک اجرا نیست. ما وقتی شراب میریزیم و نامها را فرا میخوانیم، در حال بازگرداندن چیزهایی هستیم که گرفته شده بود. این موزه صرفاً گذشته را نمایش نمیدهد—گذشته اینجا به یاد آورده، گرامی و زنده میشود.» در این کنش، آنچه «بازگردانده» میشود نامها، داستانها و پیوستگی فرهنگیاند. این مراسم حافظه را به کنش تبدیل میکند، اما خودبهخود معادل جبران مادی در سطح ملی نیست.
به گزارش Africanews، هنگام برگزاری مراسم، غنا در حال پیشبرد عدالت جبرانی بود؛ در همان حال، شرکتکنندگان تأکید داشتند که جبران نباید به اعلامیههای بینالمللی محدود شود و باید اقدامات روزمرهای مانند آموزش کودکان، حفظ سنتها و استقبال از بازگشت اعضای دیاسپورا به کشور را نیز دربرگیرد. اما گزارش نه اقدامات جاری دولت غنا را فهرست کرده، نه زمانبندی یا ترتیبات مالی را، و نه منبع تأمین مالی خود مراسم را مشخص کرده است. بنابراین، آنچه میتوان تأیید کرد این است که غنا در حال پیشبرد دستورکار عدالت جبرانی است؛ نه اینکه بتوان بر پایه گزارش داوری کرد که سیاستهای مشخص اجرا شدهاند، و نه اینکه مراسم را میتوان شاهدی بر اجرای طرح ملی جبران دانست.
گزارش موجود دو مسیر موازی را ترسیم میکند: یکی دستورکار عدالت جبرانی غنا و دیگری ترمیم روزمرهای که خانوادهها، مربیان و سازمانهای دیاسپورا پیش میبرند. میزان تحقق نخستین هنوز قابل راستیآزمایی نیست، اما کنشهای دومی در همین مراسم انجام شدهاند. کارکرد پاسخگویی نهادی با کارکرد ترمیم مردمی متفاوت است و این دو نمیتوانند جای یکدیگر را بگیرند. دولت باید از طریق سیاست، بودجه و تعیین مسئولیت روشن، عدالت جبرانی را پیش ببرد؛ خانوادهها، مربیان و سازمانهای دیاسپورا نیز با تدریس، برگزاری آیینها، حفظ سنتها و پذیرش اعضای دیاسپورا، پیوندهای فرهنگی قطعشده را维系 میکنند.
چنانچه نهادهای عمومی تنها بیانیه صادر کنند اما بودجه، متولی مسئول و سازوکاری پایدار نداشته باشند، هزینه ترمیم ممکن است همچنان بر جامعههای آسیبدیده و سازمانهای مردمی آنها تحمیل شود. گزارش منبع تأمین مالی مراسم را مشخص نکرده است، بنابراین نمیتوان سنجید که آیا جامعه محلی تاکنون هزینههایی را متحمل شده که باید بهطور مشترک از سوی نهادهای عمومی متحمل میشد. در هر حال، پاسخگویی نهادی باید به این پرسشها پاسخ دهد: هزینه را چه کسی تأمین میکند، چه کسی اجرا میکند و چگونه این روند ادامه مییابد.
این مراسم تمایز میان بهرسمیتشناسی نمادین و جبران نهادی را نیز برجسته میکند. گزارش طرحهای جاری دولتهای آمریکا و اروپا را فهرست نمیکند و دلیلی نیز برای ستودن یا محکومکردن هیچ کشوری به دست نمیدهد؛ با این حال، استقبال از کسانی که بهدنبال ریشههای خود هستند و برگزاری مراسم یادبود، به معنای پذیرفتن مسئولیت نهادی نیست. خواندن مستقیم اولی بهعنوان دومی از پرسشی اساسی طفره میرود: در ترمیم میراث بردگی و استعمار، آیا کشور باید و چگونه باید هزینه را متحمل شود؟
برای غنا، پرسشهای گام بعدی بسیار مشخصاند: کدام نهاد مسئول عدالت جبرانی است، چه زمانی باید آغاز شود، چه بودجه و سازوکار اجرایی باید به کار رود؛ ترمیم مردمی چگونه باید پشتوانه نهادی بگیرد. بازدیدکننده دیاسپورایی Julian Yorke گفت: «من به اینجا آمدهام تا پاسخ این پرسش را پیدا کنم که از کجا آمدهام. من نهتنها یک مکان، بلکه گروهی از مردم را یافتم که پیش از آمدن من مرا به یاد داشتند. این، شیوه ایستادن شما در این جهان را تغییر میدهد.» چنین تجربههایی بخشی از ترمیم روزمرهاند، اما نمیتوانند اثبات کنند که جبران به نتیجه رسیده است.
این مراسم نشان داد که افراد آسیبدیده چگونه با تکیه بر حافظه مشترک و کنشهای میاننسلی، هویت و پیوندهای خود را بازسازی میکنند. برای تبدیل این ترمیم به تضمین حقوق و پاسخگویی عمومی، همچنان به ترتیبات نهادی قابل راستیآزمایی نیاز است. مراسم میتواند حافظه را بازگرداند، اما نمیتواند بهتنهایی بدهی برجایمانده از بردگی و استعمار را تسویه کند.
هنوز دیدگاهی نیست. گفتوگو را آغاز کنید.